تبليغاتX
راه روشن امید

راه روشن امید

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن * دور فلک درنگ ندارد شتاب کن. حافظ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿۱﴾ فولادوند: بگو پناه مى‏برم به پروردگار سپيده دم. مکارم: بگو پناه ميبرم به پروردگار سپيده صبح. خرمشاهی: بگو به پروردگار فلق پناه مى‏برم‏.

 مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿۲﴾ فولادوند: از شر آنچه آفريده . مکارم: از شر تمام آنچه آفريده است. خرمشاهی: از شر هر آنچه آفريده است‏.

...

سوره ی فلق

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 20:10  توسط امید 

...

دیگر روز نو شده است. و در  این روزگار نو...

اکنون... من مرده ام. از وقتی که این کلمات دورافتاده از هم را تک به تک می خوانید... تا آن جا که ذهن شما از ترکیب آن ها جملاتی می سازد تا انتقال معنی یا خبر انجام شود... در این فاصله ی خواندن، از روز نو؛ خبر خوش...در آن بالا تا خوش باشید دراین پایین، من مرده ام.

چه موهبتی. چه موهبت شیرینی.

                                                                                           خوش باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 2:43  توسط امید 

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 21:49  توسط امید 

...

در آن دقايق پر اضطراب

                       -پر تشويش

رها ز شاخه بر امواج بادها مي رفت

به رودها پيوست

و روي رود روان رفت برگ

                                      - مرگ انديش

 

به رود زمزمه گر گوش كن

                             - كه مي خواند

سرود رفتن و رفتن

                     - و بر نگشتن ها

 

 

 (ص 533- تا رهايي مجموعه شعرهاي حميد مصدق- نشر سيمرغ)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 19:45  توسط امید 

...

من داغ به دل تو می گذارم.داغ به دل دنیا می گذارم. داغ به دل ناکامی... من ایستاده ام.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 19:22  توسط امید 

...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 15:26  توسط امید 

...

پرسه در مه را دیدم. فیلم خوبی بود. بهرام توکلی عزیز ،آفرین. این روزها توی سینمای ایران کمتر فیلمی پیدا می شود که مرا تا آخر سرجایم میخکوب بنشاند و مرا دنبال خود بکشاند. اغلب میان دیدن فیلمهای امروز، خیالات خودم را دنبال می کنم. اما وقتی پرسه در مه را می دیدم تمام تنم می لرزید. شهاب حسینی چه خوب بود. او از این آدم ها دورو بر خودش زیاد دیده. و لیلا حاتمی؛ به جرات می توانم بگویم او در حال حاضر بهترین بازیگر زن سینمای ماست. می توانم ایرادهایی به فیلمنامه و شخصیت پردازی بگیرم اما ... هنوز دارم به فیلم فکر می کنم. فیلمی که داستان اش برایم آشناست. آدم هاش آشنا هستند و ... آیا پرسه ی مرا در مه امید رسیدن به مقصدی هست که آن جا آرام بگیرم!؟

...

پرسه در مه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 13:52  توسط امید 

...

مایه ی تاسف است که بی عقلی های رایج

بعضی دوستان مانع شنیده شدن و انتشار

آثار استاد محمدرضا شجریان می شود.

اما نقش این گنجینه ی بی بدیل در کتاب ادب و هنر ایران و جهان ماندگار است

و هرگز خباثت کوته بینان کوچک ترین خدشه ای نمی تواند به آن وارد کند.

 از خداوند مهربان برای ایشان سلامت و طول عمر با عزت آرزومندیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 11:29  توسط امید 

...

نور تو زندگی ام را روشن کرده است. اصلا همین باران هم به برکت توست که می بارد. خنده های توست که بندهای افسرده ی مرا به هم نگه داشته است. از تمام جهان خدایی که لطف کرده تورا به من داده است، فقط تورا می خواهم. کنار من بمان دختر نور و شعور و معرفت. کنار من بمان امید سبز من، کنار من بمان شادی بی زوال من، کنار من بمان هنرمند عزیز آگاه من، کنار من بمان با استعداد، باهوش، معنای کامل زندگی. بمان با من. چنان مشتاقم که کلمات به دستم نمی آیند. افتاده ام توی رودخانه ی عمیقی که ماهی های آزادش با شتاب از کنار من می گذرند و چنان سریع و لغزنده اند که نمی توانم بگیرم و نگه شان دارم. هرچند با تمام آن ها هم بعید است بتوانم پاکی و عظمت تورا با کسی بگویم.

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 16:58  توسط امید 

Светлана.16.10.2010 by

...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 19:41  توسط امید